زبانحال حضرت رقیه سلاماللهعلیها با سر مطهر پدر
سرت کو؟ سرت کو؟ که سامان بگیرم سرت کو؟ سرت کو؟ به دامان بگیرم سـراغ ســرت را مـن از آسـمـان و ســراغ تـنـت از بـیــابــان بـگـیــرم تو پـنـهـان شـدی زیـر انـبـوه نـیـزه من از حنجرت بوسه پـنهـان بگـیرم قـرار مـن و تـو شـبـی در خــرابــه پـیِ گـنـج را کـنـج ویـران بـگـیــرم هـلا! میروم تا که مـنـزل به منزل بـرای تو از عـشـق پـیـمـان بگـیـرم |